سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
368
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
اين كلمه بكسر سين مهمله ( بدون نقطه ) و سكون ميم بوده و مقصود از آن اين است كه آلت جنايت و ابزار آن به پرده سمحاق برسد ولى آن را نشكافد به اين معنا كه پوست را شكافته و گوشت را پاره كرده و سپس به اين پرده كه ظريف و نازك بوده و روى استخوان را پوشانده برسد . و در ذيل [ و هى الّتى عن وضع العظم ] مىفرماين : مقصود از [ وضع العظم ] سفيد استخوان است و حاصل مراد اينست كه : موضحه به جنايتى گويند كه آلت جانى پس از شكافتن پوست و منشق نمودن گوشت به پرده سمحاق رسيده و آن را نيز پاره كرده به طورى كه سفيدى استخوان نمايان گردد . و سپس در تفسير [ و هى التى تهشم العظم ] مىفرماين : مقصود از هاشمه اينست كه بواسطه جنايت جانى استخوان مجنى عليه شكسته شود اگرچه مسبوق بجراحت نيز نباشد يعنى لازم نيست اوّل پوست شكافته شده و بعد از آن گوشت منشق گشته و سپس سمحاق پاره شود و نهاية استخوان بشكند بلكه اگر از همان ابتداء استخوان شكست بدون اينكه جراحات نام برده حاصل شوند حكم ثابت است يعنى جانى ده شتر بايد بدهد و كيفيّت پرداخت آنها چنين است : اگر جنايتش خطائى باشد ده شتر را بر چهار صنف از اصناف شتر تقسيم نموده و به همان نسبتى كه در جنايت خطائى آنها را از ديه كامله مىپردازد در اينجا نيز به پرداخت آن بايد مبادرت ورزد . و اگر جنايت شبيه بعمد باشد ده شتر را بر سه صنف از اصناف شتر تقسيم كرده و به همان نسبتى كه در جنايت شبيه عمد آنها را از ديه كامله مىپردازد در اينجا نيز بايد بمجنى عليه بدهد .